نمایش تبلیغ
 
ایجاد وبلاگ
 
مدیریت وبلاگ
 
وبلاگی دیگر
 
چوم

چوم
چوم در گیلکی به معنی چشم است

شنبه، 4 آذر، 1385

آغازی دیگر با یادی از کارگران بیکار شده

خصوصی سازی کلمه ای است که دولت های پس از جنگ در ایران چه راست و چه چپ آن را مدح کرده اند و بر گسترش آن تاکید.اما وقتی ساختار و زمینه های مربوط برای خصوصی سازی مساعد نشود نتیجه می شود آن چیزی که در ایران می بینیم.کارخانه های ورشکسته و کارگران بیکار شده.

مدتی است که مشغله کاری ، وبلاگ را از یادم برده اما مشاهده مطلبی در خبرگزاری ایلنا که رنجنامه ای بود از شاغلان دیروز و سرگردانان امروز ، انگیزه ای بود برایم تا با درج آن در وبلاگ پس از مدتها وبلاگم آپدیت کنم.

و اما مطلب:

مي‌‏گفت‌‏: اعداممان كنند و ما را از اين زندگي نكبت‌‏بار راحت كنند!" بهرام علي" مي‌‏گفت‌‏: 8 سر عائله دارم. بچه‌‏هايم همه دختر هستند‌‏, بعد از 21 سال كاركردن با مواد شيميايي و خطرناك , شركت را تعطيل كردند و ما را فرستادن بيمه بيكاري, در" قدس پلاستيك" كار مي‌‏كردم؛ تا زماني كه شركت در اختيار بنياد بود‌‏, وضع خوب بود تا اين كه بانك صادرات شركت را خريد و از همين موقع بدبختي‌‏هاي ما هم آغاز شد. 
"بهرام علي" 47 ساله مي گويد‌‏: به خدا خسته شدم از بس كه به اين و آ‌‏ن رو انداختم و كار خواستم؛ ما را به بيمه بيكاري معرفي كردند به اين اميد كه يك روزي بخشنامه بازنشستگي در مشاغل سخت و زيان آور مي آيد و ما هم از مزاياي اين قانون بهره مند مي شويم اما بخش نامه كه آمد شرط گذاشتند؛ بايد شاغل در شركت باشي و كساني كه شركت اشان تعطيل است‌‏, مشمول طرح نمي‌‏شوند و من ماندم و يك كوه مشكلات‌‏!
...چند روز پيش نماينده كارگران استان قزوين از تعطيلي 50 كارخانه در اين استان و سرگرداني 5 هزار كارگر شاغل در اين واحدها خبر داده بود.
"عيد علي كريمي" گفت: اين كارخانه‌‏ها ظرف 6-7 سال گذشته به عناوين مختلف تعطيل و كارگران شاغل در آنها تحت پوشش بيمه بيكاري قرار گرفته اند و حال با پايان يافتن مهلت بيمه بيكاري , بدون آن كه جايي شاغل شوند, سرگردان مانده‌‏اند در حاليكه بيشترشان در آستانه سن بازنشستگي هستند!
"بهرام علي" از اين دست كارگران است‌‏! مي گويد‌‏: در" قدس پلاستيك" سال‌‏هايي نه چندان دور,‌‏450 نفر كارگر شاغل بودند و بنياد شركت را اداره مي كرد؛ نميدانم چرا واحد را به بانك صادرات واگذار كردند و مسوولان اين بانك تنها كاري كه كردند, به تعطيلي كشاندن واحد و خواباندن توليد بود؛ اي لعنت بر اين خصوصي‌‏سازي و واگذاري كارخانه‌‏ها كه صنعت را تعطيل و كارگران را خانه خراب كرد!! تمام دستگاه‌‏ها خاك مي‌‏خورند و معلوم نيست كه چرا كارخانه را فعال نمي‌‏كنند! اگر بخواهند مي‌‏شوند , اما نمي‌‏خواهند! مشكل اين است‌‏!
"بهرام‌‏علي" مي‌‏گويد: آخر بانك و كارخانه داري!! اين چه سياسي بود كه در پيش گرفتند‌‏!‌‏مگر دلشان به حال صنعت و اشتعال نمي‌‏سوزد پس چرا كارخانه ها را تعطيل و كارگران را بدبخت كردند! گناه آناني كه ناخواسته رفتند سراغ كارهاي خلاف و زنان و دختران آنان رفتند پي ... به گردن كيست ؟ آخر‌‏ آخرتي هم هست, نيست ؟
مي گويد : هرجا كه فكر كنيد رفتم و تقاضاي كار دادم اما نشد كه نشد! گفتم : آبرويم مي‌‏رود‌‏, نمي خواهم پيش فك و فاميل و دوست و آشنا تابلو شوم و دريغ از يك جو معرفت و محبت مسوولان‌‏! انگار همه سنگ شده اند و قلبي در سينه ها نمي‌‏تپد !
"بهرام علي" مي گويد : مسلمانم و اداي تكليف واجب است اما من هنوز فطريه ماه رمضان را نداده ام ! پدر فقر و نداري بسوزد , دخترم دانشگاه آزاد قبول شد گفتم پول ندارم و مجبورش كردم كه خانه نشين شود و از خير تحصيل بگذرد , بدبخت كارش شده غصه خوردن آخر پدرش كارگر است و كارگر جماعت و خانواده‌‏اش حق ندارند مثل ديگران زندگي كنند!
تند و تند ناگفته ها را بر زبان مي‌‏آورد , مثل اينكه نمي‌‏خواهد هيچ چيز از قلم بيفتد : احمد‌‏ي‌‏نژاد به قزوين آمد , گفتند نامه بنويس شايد فرجي شود‌‏, نوشتم و تقاضاي كار كردم , نامه آمد كه به اداره كار مراجعه كنيد رفتم نامه را نشان دادم و ‌‏آنجا گفتند : سركاريه از اين نامه‌‏ها زياد آمده‌‏! كار كجا بود!
و حرف پاياني او : يا كاري بدهند تا آبروداري كنيم ويا كمك كنند كه بازنشسته شوم و اگر عمري بود , پيش زن و بچه هايم شرمنده نباشم!
"خسرو" در چوب الموت شاغل بوده, سال 1379 شركت را بر اساس ماده 141 قانون تجارت ورشكسته اعلام مي كنند و منحل مي شود , زماني صدها كارگر داشته اما به هنگام تعطيلي 140 نفر شاغل بودند , مثل خيلي از واحدها‌‏, بانك صنعت و معدن اين واحد را نيز واگذار مي‌‏كند و خريدار شركت در اولين فرصت واحد را تعطيل و كارگران را به بيمه بيكاري معرفي مي‌‏كند!!
آن كه درمقابلم نشسته پيرمردي است شكسته !‌‏ گرچه مي گويد 51 سالمه‌‏! خسرو مي‌‏گويد : روزگار نامرد پيرم كرد اين روزگار به اين هيچ كس رحم نمي كند؛ حتي آبرو و حيثيت‌‏اش ! خسرو مي گويد و من فقط گوش مي كنم و درچهره‌‏اش همه چيز را مي توان ديد و خواند!‌‏مي‌‏گويد : براي اين‌‏ها فرق نمي‌‏كند كه من زن و بچه هايم گرسنه هستند يا خير ! مهم نيست كه زن و بچه من به فقر و فساد كشيده شوند اين ها دنيا و آخرتشان پول است !
خسرو 2 سال ديگر كار كند , حداقل از مزاياي بازنشستگي بهره‌مند مي شود و شايد چند صباحي را با آبروداري زندگي كند‌‏!‌‏او مي گويد‌‏: تو اين سن و سال بايد صبح به صبح بيايم كنار خيابان ها و منتظر باشيم تا بيايند و ببرند كارگري ! آخر سن و سال من به كارگري و كارهاي ساختماني قد مي‌‏دهد؟
"عوض علي" 50 ساله و داراي هفت فرزند‌‏!‌‏ 18 سال در چوب الموت كار كرده و با بيمه بيكاري و ديگر سوابق, حالا 23 سال حق بيمه دارد و سرگردان رها شده و بلاتكليف است‌‏!
مي گويد‌‏: هر كجا رفتم پي كار , نگفتند نه‌‏! چند جا هم گفتند 150 هزار تومان پول پرداخت كن تا اگر كاري پيدا شد , خبرت كنيم و من گفتم خدا بيامرز , اگر 150 تومان داشتم اينجا چي كار مي‌‏كردم !
"عوض علي" را به ناهار دعوت مي كنم واو مي گويد:امروز غذا خوردم فردا چي؟ديروز گرسنه بودم و فردا گرسنه خواهم ماند و بهتر كه امروز سنت شكني نكنم؟!
"حسين" بعد از 20 سال كارخانه محل كارش به يكباره تعطيل مي‌‏شود! آخر خصوصي‌‏سازي شده و در مراسمي با شكوه شركت به خريداران جديد واگذار مي‌‏كنند تا كارخانه رونق بگيرد و اشتغال نفس تازه كند و آنچه نمي‌‏شود همين هاست كه گفتم؛ شركت تعطيل و 180 كارگر بيكار مي‌‏شوند! به همين راحتي !
حسين يكسال پيش بيمه بيكاري اش قطع شده و حال نمي داند كه چه كند‌‏, 53 سال سن دارد و باور كنيد كه 10 سال از چهره اش عقب مانده‌‏! 4 فرزند دارد و همه به عرصه رسيده 2 دختر و 2 پسر ! يكي مي خواهد به دانشگاه برود و يكي از پسرها سرباز است‌! حسين مي گويد : هر چي بخواهند جوابم" نه" است و بعد از هرنه گفتن , شرمندگي و خجالت‌‏! خداوند اين ها را شرمنده دنيا و آخرت كند , بچه هايم بيشتر اوقات در حسرت خوردن يك غذاي خوب مي سوزند و لباس نو يادشان رفته‌‏! به دوستانشان دروغ مي‌‏گويند تا پدرشان را خراب نكنند‌‏! دخترم وقتي انشا مي نويسد از جايگاه بالاي كارگر در اقتصاد تعريف و تمجيد مي كند و اينكه پدرش با سربلندي زندگي مي كند و يكبار كه انشاء را پيش من مي خواند‌‏, خيس عرق شرمندگي شدم !
مي گويد : به خدا مي ترسم خودم و بچه هايم به گناه بيفتند , پشت سر آدم بيكار حرف و حديث زياد است و اگر دختر د م بخت داشته باشي كه بدتر ! هيچ كس سراغ آدم فقير و ندار نمي‌‏آيد .
يكي مي گفت‌‏: دخترات نجيب‌‏اند و سر به زير اما نجابت هم حدي داره مي ترسم بخاطر فقر و نداري پدر تو كارهاي خلاف بيفتند و ... آخر پدرشان كارگري است كه آه در بساط ندارد و آنها جوانند و دلشان خيلي چيزها مي‌‏خواهد؛ اين ها را حسين گفت و پنهاني اشك ريخت‌‏! من قطرات اشك حسين را ديدم و به روي خودم نياوردم تا راحت باشد.

قطراتي كه بايد برپيشاني آناني نقش ببندد كه با صنعت و كارگران قمار كردند و همه را فروختند به يك دم عيش و نوششان‌‏! غافل از اينكه يك دم عيش آنان عمري آتش بر خلق الله بي زباني به نام كارگر زد .
حسين مي گويد : اگر به گناه بيفتيم و دنيا و آخرت را بسوزانيم , مسببان را نمي‌‏بخشم‌‏! آخه من تا كي مي تونم تحمل كنم و به خانواده‌‏ام وعده دروغ بدم و جمله آخر حسين: مي ترسم كه فقر به خونم بياد و ايمون رو فراري بده , آخه فقر آبرو رو دو دستي تقديم ديگرون مي كنه و خدا اون روز رو نياره.


دوشنبه، 13 شهریور، 1385

اين دو زن

با گذشت بيش از ده سال از ورود دختر رئيس‌جمهور اسبق ايران به عرصه سياسي، كه موجب وارد آمدن هزينه‌هايي به هاشمي رفسنجاني شد، فعاليت‌هاي سياسي همسر رئيس دفتر رئيس‌جمهور، دكتر احمدي‌نژاد را با موجي از انتقادات روبه‌رو كرده است.

يك كارشناس سياسي ضمن بيان اين مطلب، اظهار داشت: عملكرد فائزه هاشمي و فاطمه رجبي در دفاع افراطي از رؤساي جمهور وقت، موجب شده است تا با توجه به احساساتي بودن مواضع سياسي آنان و روابط خانوادگي اين دو زن، عملكرد آنان، اثر منفي بر جايگاه رئيس‌جمهور وقت بگذارد.

اين كارشناس افزود: اين در شرايطي است كه هم آقاي هاشمي رفسنجاني و هم آقاي احمدي‌ن‍‍ژاد، عملكرد اين دو زن را مستقل از خود ارزيابي كرده و مي‌كنند، اما تجربه قضاوت افكار عمومي نشان مي‌دهد كه در پايان عملكرد اين افراد به حساب رؤساي جمهور گذاشته خواهد شد و مردم، استفاده از مواضع افراطي زنان را تفكيكي براي كاهش هزينه حمله به منتقدان مي‌دانند.

وي در پايان گفت: به هر اندازه‌اي ورود فائزه هاشمي به مجلس پنجم و فعاليت سياسي در درازمدت در جهت منافع و مصالح آقاي هاشمي رفسنجاني تمام شد فعاليت سياسي فاطمه رجبي و حضور وي در جريانات سياسي به نفع دكتر احمدي‌نژاد تمام مي‌شود.


یکشنبه، 5 شهریور، 1385

رباطه خواب و شخصیت
 
بعضی از دانشمندان بیکار می گویند نوع خوابیدنتان ارتباط مستقیمی با شخصیتتان دارد . 
 
 
 مثل اينكه كوته فكر هستيد ، همينطور خيلي خودمختار و خود راي و هميشه مردم را مجبور به برآورده كردن  نيازهاي خودتان ميكنيد . احتمالا بي پروا و بي هدف هم هستيد.
 
خيلي ايراد گير هستيد و هميشه ميناليد و شكايت مي كنيد. شايد اسم دوم شما (عصباني ) باشد . به آساني
عصباني مي شويد و به خاطر مسائل كوچك بيش از حد هيجان زده مي شويد. زندگي معامله آنچنان بزرگي نيست ، ياد بگيريد كه راحت باشيد.
هركس كه به اين شكل مي خوابد دل مشغولي دارد و در پذيرفتن تغييرات دچار مشكل مي شود . تنهايي برتري
شماست . هنوز چگونگي آزاديتان در آستانه تحمل شماست.
درجمع مثل يك فرد واقعي به نظر مي آييد ولي خيلي تودار خجالتي و ضعيف هستيد. سعي مي كنيد كه راز دار
باشيد ، اگر با مشكلي مواجه شويد ترجيح مي دهيد پيش خودتان نگه داريد تا به كسي بگوييد . تعجبي نيست
كه در خواب هم اخم مي كنيد.
 
احساس تنهايي و افسردگي مي كنيد چون فكر و ذكرتان معطوف ناكامي ها و شكست هاي گذشته است. دو
دل و مردد هستيد و اين گمان را در بقيه ايجاد ميكنيد كه عشق در زندگي شما گم شده است .
خودخواه و كينه توز واژه هاييست كه شما را توصيف ميكند. اطرافيانتان مراقب هستند كه پاي شما را لگد نكنند،
چرا كه شما به راحتي عصباني ميشويد.
چه روح آزادي خواهي ! اين حالت هويت واقعي شما را نشان مي دهد. دلداري، عشق، زيبايي و پرستش.
همينطور خيلي ولخرج هستيد اما خوشبختانه به همان نسبت هم پول بدست مي آوريد. عادت بد شما اين است
كه كمي كنجكاو هستيد و به نظر مي رسد كه از شايعه پراكني لذت ميبريد.
شما انسان مطمئني هستيد. درهر كاري كه به عهده بگيريد به دليل كوشش بي امان خودتان موفق خواهيد
شد. ميگويند كساني كه به پهلوي راست ميخوابند و بازوي راستشان زير سرشان است ، آينده خوب و قدرت در
انتظارشان است .

شنبه، 10 تیر، 1385

كشتي نوح در ايران است

تيمي از باستان‌شناسان تگزاسي، مدعي شده‌اند كه بقايايي را در ارتفاع 13 هزار پايي كوه‌هاي البرز در شمال ايران پيدا كرده‌اند كه متعلق به كشتي نوح است.
به گزارش سرويس بين‌الملل «بازتاب»، به نقل از سايت «Netscape»، «آرك بونما»، عضو مؤسسه جستجو و كشف آثار باستاني كتاب مقدس به شبكه «ABC» مي‌گويد: « اگر كشتي نوح نيست، پس چيست؟».
تيم باستان‌شناسي، اين آثار را در كنار يك برآمدگي يافتند، اما در آغاز گمان نمي‌كردند كه كشتي نوح باشد. آنان هنوز هم متعجب و اميدوارند.

«رابرت كورنوك»، رئيس تيم به شبكه «ABC» گفت: ما چيزي را يافتيم كه قلب من را به تپش واداشت. در آغاز زياد مهم نبود، ولي وقتي نزديك شديم، تعجب كرديم؛ بسيار شبيه به چوب بود و از پايين، درست شبيه به عرشه يك كشتي مدرن بود».
در كتاب مقدس مسيحيان هم آمده كه اين كشتي، در كوه‌هاي آرارات قرار دارد و نظريه‌پردازان مي‌گويند كه طول آن، هزاران مايل است.
هرچند بسياري گفته‌اند، اگر اين كشتي پيدا شود، در كوه‌هاي آرارات در تركيه پيدا خواهد شد، اما اعضاي تيم مي‌گويند كه موقعيت اين كشتي در ايران، مطابق با شواهد جغرافيايي كتاب مقدس است.
كشتي اندازه‌اي حدود يك هواپيماي كوچك را داشته و آثار كشف شده نيز به همان مقياس و اندازه هستند.
يافته اين گروه، حدود 400 متر طول دارد و شامل صخره‌هايي است كه به طور مشخص از چوب سياه هستند، در حالي كه صخره‌هاي منطقه، كاملا قهوه‌اي است.

جالبتر آن‌كه بعضي بخش‌‌هاي چوب مانند اين صخره در اين هفته، مورد آزمايش قرار گرفتند و مشخص شد كه چوب‌هاي سنگواره هستند. در كتاب مقدس آمده است كه بدنه كشتي قيراندود شده كه ماده‌اي سياه است. در داخل بخشي از اين «صخره» نيز يك فسيل دريايي پيدا شد كه تنها متعلق به زير درياهاست.
اما چرا عده بسياري به دنبال كشتي نوح هستند؟ «بروس فيلر»، يك نويسنده مذهبي به «ABC» گفته است: اين ايده وجود دارد كه اگر بتوانيم ثابت كنيم، اين كشتي وجود داشته، آن‌گاه مي‌توانيم ثابت كنيم كه اين داستان واقعيت است و مهم‌تر از آن، مي‌توانيم اثبات كنيم كه خداوند هم وجود دارد».

 


شنبه، 30 اردیبهشت، 1385

ده ساعت لعنتی

ده ساعت لعنتی که حتما شما را بیدار خواهند کرد

بدون شک هیچ چیز لذت بخش تر از خواب بعد از خاموش کردن ساعتی که در حال زنگ زدن است نیست و دنیای مدرن هم انگار کل تلاش اش را بسیج کرده که ما را از لذت های والا، محروم کند. می گویید نه ؟ به این ده اختراع لعنتی نگاه کنید.

  این ساعت لعنتی از بالای سقف بر روی تخت شما آویزان می شود و به موقع زنگ می زند. کافی است یک دست به آن بزنید تا زنگ اش و چراغ اش خاموش شود ولی چند لحظه بعد زنگ و نور دوباره شروع خواهد شد ولی این بار ساعت کمی بالاتر رفته است ! هربار که خاموش اش کنید کمی بالاتر می رود و دوباره زنگ می زند !                                                                               

 این یکی یک پازل (جورچین؟) چهار قطعه ای در بالایش دارد که همین که ساعت شروع به زنگ زدن کند به هوا پرت می شوند و در اتاق پراکنده ! حالا برای قطع زنگ لعنتی باید این چهار تا را پیدا کنید و دوباره سرجای خودشان قرارشان دهید.

وای وای ! اولا که هر وقت ازش ساعت را بپرسید، جواب می دهد. بعد هم که موقع بیدار شدن شد، اول به شما می گوید «آفتاب دمیده‌! بیدار شو عزیزم» ولی وقتی بیدار نشدید عربده می زند که «دستت رو از گوشت ور دار ! بیدار شو !» و در این مرحله تنها خاموش کردن اش این است که بسیار محکم و با خشونت، گلوی ساعت را بگیرید و فشار بدهید.
 

خدا به خیر کنه ! این ساعت مجهز است به یک صدای ۹۵ دسی بلی (!!!) و یک نورافکن بسیار قوی و یک صفحه لرزاننده که می توانید آن را در تختتان کار بگذارید.
 

موقع زنگ که بشود راه می افتد ! اول از پاتختی یا قفسه پایین می پرد و بعد می چرخد و فرار می کند. اگر هم بلند شوید و دستگیرش کنید آنقدر می لرزد که نتوانید دگمه خاموش را به راحتی پیدا کنید.
 
صبح تخم می گذارد و تا تخم ها را از زمین جمع نکنید و در دهانش نگذارید، قد قدش را متوقف نمی کند.
 

یک حشره / هلیکوپتر لعنتی بیدار کننده. موقع زنگ زدن از قفس فرار می کند و به پرواز در می آید. باید بلند شوید و با ورجه وورجه مثل یک پشه مزاحم بگیریدش و دوباره در قفسش بگذارید.

نارنجک صوتی ! در اصل یک ساعت نیست بلکه یک بیدار کننده است. ضامن را می کشید و پرتش می کنید در اتاق یا تخت کسی که خوابیده و باید بیدار شود. بعد از ده ثانیه صدای بسیار ناهنجاری را شروع می کند که می تواند روی بسیار بلند تنظیم شود. مشکل اصلی اینجاست که برای خاموش کردنش هم طرف حتما باید بلند شود و شما را پیدا کند تا ضامن را دوباره در نارنجک فرو کنید.
 

و اینهم گل سر سبد ساعت های لعنتی. موقع خوابیدن دگمه زنگ زدن برای فردا را فشار می دهید. ساعت بی سر و صدا راه می افتد، از پاتختی پایین می آید و آنقدر راه می رود تا در یک گوشه از اتاق مخفی شود. صبح که شد برای پیدا و خاموش کردن اش باید از تخت بیرون بیایید. هنر ساعت اینجا است که هر روز یک جای جدید و متفاوت با قبل برای مخفی شدن پیدا می کند.
 


شنبه، 30 اردیبهشت، 1385

سرمربى پگاه گيلان:من از همه بهتر مى دانم!

بعد از صعود پگاه به مرحله پلى آف مسابقات ليگ دسته اول همه منتظر شنيدن صحبت هاى سرمربى كروات اين تيم بودند. صبح روز پنجشنبه در سالن اجتماعات باشگاه پگاه گيلان فرصتى دست داد تا وينكو بگوويچ مقابل نمايندگان رسانه هاى گروهى پاسخگوى سؤالات و پرسش هاى پيرامون تيم و خود باشد. هرچند طبق برنامه قرار بود جلسه ساعت ۳۰:۱۰ آغاز شود اما بگوويچ با ۲۰ دقيقه تأخير وارد جلسه شد و صحبت هاى خود را با ياد و نام خدا اينچنين آغاز كرد: «بسيار خوشحالم كه فرصتى دست داد تا در كنار دوستان خود باشم. البته به دليل حجم بالاى كارى كه داشتم، متأسفانه موفق نشدم در طول فصل نشستى با خبرنگاران داشته باشم. از حضور خود در شهرى همچون رشت بسيار خرسند و خوشحالم چون هرجا مى روم، مردم با آغوش باز و با محبت خاصى با من برخورد مى كنند و خدا را شاكرم كه با صعود به مرحله پلى آف شرمنده مردم رشت و استان خوب گيلان نشدم.»
بگوويچ در ادامه صحبت هاى خود با اشاره به اين نكته كه صعود پگاه به مرحله پلى آف به سختى انجام شده، مى گويد: «شايد از نظر خيلى ها صعود ما به مرحله پلى آف آسان صورت گرفته اما واقعيت اين نيست و اين موفقيت به سختى حاصل شده چرا كه از پگاه فصل پيش تنها ۳ يا ۴ بازيكن فعال در اختيار داشتيم و سعى كرديم افرادى را اضافه كنيم كه تعصب، جنگندگى، يكدلى و رفاقت داشته باشند. از روى اين اصل كار خودمان را شروع كرديم.
طبق آمار ۲۴۲ تمرين فعال انجام داده ايم با ۳۸ بازى دوستانه و رسمى. در كل ۲۸۰ روز كارى من و بازيكنان در كنار هم بوده ايم و هميشه براى رسيدن سطح بسيار بالا از نظر كيفيت و حرفه اى شدن تلاش و كوشش كرده ام و مشكلات فراوانى در اين راه داشتم.

          


بگوويچ در ادامه صحبت هاى خود با ناعادلانه برشمردن بازيهاى پلى آف مى گويد: «بعد از يك سال تلاش، برنامه ريزى و زحمت براى صعود به ليگ برتر تنها ۲ بازى در پيش رو داريم. بازيهايى كه جنگ ناعادلانه است و كيفيت هيچ تأثيرى در آن ندارد و بخت و اقبال در نتيجه گيرى تيم ها تأثير دارد و البته اشتباهات داورى!! در ششمين سال فعاليت خود در ايران بايد بگويم مردم علاقه مندى خاصى به فوتبال دارند و با وسعتى كه ايران دارد، بايد حداقل ۱۸ تيم در ليگ برتر داشته باشند و اميدوارم با درخواست ما با ۱۸ تيمى شدن ليگ موافقت شود.»
بگوويچ درباره پيكان حريف خود در مرحله پلى آف مى گويد: «۵ بازى از اين تيم را ديده ام و آناليز كردم تا چيزى را جلوى پيكان از دست ندهم و با آمادگى كامل به مصاف اين تيم برويم. براى پيكان احترام قايل هستم اما اين احترام همراه با ترس نيست و با تمام توان براى شكست اين تيم به ميدان خواهيم رفت.»
در ادامه اين جلسه از بگوويچ سؤال شد بعضاً مشاهده مى شود نفراتى كه وى به تيم پگاه آورده، تحت هر شرايطى بايد بازى كنند اما نفرات آماده بايد نيمكت نشين باشند.
آيا در بازى با پيكان كه شرايط حساسى دارد، روند به اين صورت خواهد بود؟ بگوويچ كه به هيچ وجه توقع چنين سؤالى نداشت، با هيجان گفت: «سؤال شما اصلاً شكل جالبى نداشت. من بازيكنى به پگاه نياوردم كه حالا بخواهم آنها را بازى دهم و بازيكنى هم از اين تيم با خود نخواهم برد. من اصلاً پارسال در ايران نبودم كه بازيكن خاصى داشته باشم. من هميشه بهترين نفرات را بازى مى دهم و بين بازيكنان هم فرق نمى گذارم. من انسانى نيستم كه با خواهش يا سفارش كسى تيم را ارنج كنم، چرا؟ چون من از همه بهتر مى دانم چه كسى بازى كند و چه كسى بازى نكند.»
پاسخ بگوويچ نتوانست كسى را قانع كند و موضوع استفاده استايونسكى به جاى رسول ميرطرقى در خط دفاع مطرح شد كه بگوويچ با رجوع به آمار و ارقام خود گفت: «كى گفته من از ميرطرقى استفاده نمى كنم؟ ميرطرقى از ۲۱ بازى در ۱۸ بازى براى ما بازى كرده. من بازيكنانم را براساس تاكتيكى كه دارند استفاده مى كنم. در دفاع خطى و ۴ نفره در وسط گزينه هاى من ميلان استايونسكى و حبيب هوشيار است اما در دفاع ۳ نفره گزينه اول ميرطرقى است. پس ارنج من بسته به تاكتيك و نحوه بازيها برابر حريف است.»


شنبه، 23 اردیبهشت، 1385

دست ندادن احمدی نژاد

دیدار مقامات یک کشور از ممالک دیگر معمولا با مبادله پروتکل های تشریفاتی صورت می گیرد که در آن تمام جزئیات سفر از جمله خیابان های عبوری ، رتبه و سمت مقامات دو کشور، ترتیبات ضیافت شام و غیره در آنها گنجانده می شود.

        indonesia.jpg

مشکلی که مقامات ایران همواره در سفرهای خارجی با آن روبرو هستند دو مسئله است : سرو مشروب و دست دادن زنان. در سفر احمدی نژاد به اندونزی خبری از سرو مشروب نبود ولی دست دراز کردن زنان همچنان مشکل ساز است... ظاهرا تشریفات ریاست جمهوری با آداب رئیس جمهور اصولگرا آشنا نبوده اند و گرنه نباید دست یک خانم این همه دراز می ماند.

                                                                                         منبع:.satyar.ir


جمعه، 8 اردیبهشت، 1385

گورستان سفيد چاه

در وبگردی هايم به عکس هايی از ساتيار امامی عکاس يکی از خبرگزاری ها از گورستانی قديمی در مازندران برخوردم که مواجه با اين عکس ها برايم بسيار جالب بود.گزارش مکتوب و تصويری از اين گورستان را در ادامه می خوانيد و می بينيد.

سنگ قبرهاي محرابي گورستان تاريخي سفيد چاه، داراي تصاوير نمادين ايراني است كه مفاهيم پيچيده زندگي، مرگ و رستاخيز را در خود نشان مي دهد.
گورستان سفيد چاه در بخش «يانه سر» استان مازندران واقع است. اين بخش محل اتصال استان هاي مازنداران، گلستان و سمنان است.كهن ترين سنگ مزارهاي اين گورستان به سال 830 ه.ق باز مي گردد. با توجه به قدمت اين سنگ مزارها به نظر مي رسد اساس تاسيس اين گورستان به زمان خاك سپاري سادات ميرعمادي، سادات مرعشي، روز افزوني و ديگر پادشاهان محلي برمي گردد.

 

        گورستان سفيد چاه (4).jpg

 در سنگ گورهاي مورد بررسي علاوه بر نقوش هندسي از عناصر نمادين ديگري نيز بسيار استفاده شده است از جمله: آينه، سرو، دو كبوتر، انار و گل انار، خوشيد، چليپا و ... كه جملگي در ادبيات، عرفان و فلسفه شرق مفاهيم معنوي اي را در بر دارند
«آينه»، نماد خود بازبيني، عشق جسماني، عشق الهي و ابزار معرفت حق است.
«سرو»، نماد جاودانگي و فناناپذيري روح است.
«خورشيد»، نماد خودآگاهي، بلندپروازي، بالا جويي و نور حق است. همين طور خورشيد، مظهر پدر، برادر، عمو، شوهر، كارفرما، شاه، رهبر و ميهن است.
«دو كبوتر»، در آيين و فرهنگ كهن ايران نمايانگر، پيك و قاصد و در اسطوره هاي كهن ايران، نماد «پيك ناهيد» بوده است. كبوتر از يك سو به دليل ارتباطش با مفهوم ناهيد و از سوي ديگر مظهر مهرورزي با آفروديت (رب النوع زيبايي در اساطير يونان) مفهوم «پيك عشق» را نيز به خود گرفته است.
«انار و گل انار» شبيه به آتشدان آتش مقدس است و از اين لحاظ در فرهنگ ايراني تقديس مي شده است و دانه هاي درون آن نيز يادآور باروري ناهيد بوده است. از شخصيت هاي محلي مهم كه در اين گورستان تاريخي به خاك سپرده شده و چنانكه گفته شد جملگي از سادات مرعشي، روزافزوني و ميرعمادي هستند مي توان از برخي نام برد.

 

        گورستان سفيد چاه (7).jpg
ملك حسن بن خوان زاده عزالدين بن انزالي، ملك شمس ابن ملك حسن ميرشاه، محمد بن حسن ميرشاه، قربان بن حسين بن ميرشاه، شمس الدين بن خواج ميرشاه از سادات مرعشي كه حاكمان سده هشتم تا يازدهم بخشي از مازندران بودند و فرزندان و نوادگان ميرشاه بن ميرعبدالكريم از شخصيت هاي سياسي، اجتماعي مهم محلي بودند كه در اين گورستان به خاك سپرده شده اند.
از خاندان روزافزوني و ميرعمادي نيز حاكمان و بزرگان بسياري به خاك سپرده شده اند.
هم اكنون در مركز روستاي سفيد چاه، مرقد سه امامزاده از فرزندان امام موسي كاظم قرار دارد.


جمعه، 8 اردیبهشت، 1385

مشكل‌سازي گروهي از اطرافيان احمدي‌نژاد ادامه دارد

به رغم تذكرات مقامات نظام و اصولگرايان درباره حلقه اطرافيان رئيس‌جمهور، عدم اصلاح اين رويه منجر به وارد شدن آسيب‌هاي زيادي به دكتر احمدي‌نژاد شده است.

بنا بر اين گزارش، اين افراد كه چهره‌هاي شاخص آنان را علي سعيدلو، مسعود زري‌بافان، علي‌اكبر جوانفكر و مهدي كلهر تشكيل مي‌دهند، به دليل همكاري‌هايي در زمان انتخابات، پست‌هايي را در رياست‌جمهوري عهده‌‌دار شدند، اما بعضي ويژگي‌هاي آنان و نيز استفاده از جايگاه رئيس‌جمهور براي منافع شخصي منجر به وارد آمدن خسارت‌هايي به وجهه و اعتبار دكتر احمدي‌نژاد شده‌ است.
از جمله اين استفاده‌هاي شخصي، حضور زودهنگام علي‌اكبر جوانفر، مشاور مطبوعاتي احمدي‌نژاد در كنفرانس مطبوعاتي روز دوشنبه بود. وي كه گفته مي‌شود قصد دارد در انتخابات ميان دوره‌اي مجلس در تهران كه در آبان ماه برگزار مي‌شود كانديدا شود، در اين جلسه ضمن حضور در جمع خبرنگاران، اقدام به تبادل شماره تلفن دفتر كار و همراه خود با آنان كرده است.
از سوي ديگر اقدام مسعود زريبافان در باقي ماندن هم‌زمان در شوراي شهر تهران و هيأت دولت به رغم مصوبه و تأييد شوراي نگهبان، منجر به وارد شدن لطمه به وجهه دكتر احمدي‌نژاد شده است.
همچنين برخي اقدامات غيركارشناسي علي سعيدلو كه بسياري از انتصابات و اقدامات دولت به عهده او گذاشته شده، باعث انتقادات و نگراني بسياري از مديران كشور شده است.
مهدي كلهر، ديگر عضو اين حلقه است كه حضور وي در دوران انتخابات با ظاهري متفاوت و مصاحبه وي با يكي از شبكه‌هاي ماهواره‌اي فارسي‌زبان و وعده بازگرداندن خواننده‌هاي لوس‌آنجلسي، موجب انتقاد بسياري از هواداران رئيس‌جمهور شد. اين در حالي است كه برخي دستور رئيس‌جمهور براي ورود زنان به ورزشگاه‌ها را هم مشابه وعده مذكور و ناشي از القائات همين حلقه ارزيابي مي‌كنند.

منبع:بازتاب


جمعه، 8 اردیبهشت، 1385

جام جهاني 10 ميليون يورويي به تلويزيون ايران مي‌رسد؟

يك منبع موثق در سازمان صداوسيما، از جلسات طولاني براي خريد امتياز پخش زنده بازيهاي جام جهاني گزارش داد و اعلام كرد: گروه تلويزيوني پخش بازي‌ها براي 64 بازي جام‌جهاني آينده، مبلغ ده ميليون يورو، معادل يازده ميليارد و يكصد و سي ميليون تومان درخواست كرده است.

 هرچند همواره اين قيمت‌ها در آغاز بسيار بالا بوده و كشورهاي زيادي را از خريد اين بازي‌ها يا پخش رايگان آن منصرف مي‌كند، ادامه مذاكرات با طرف‌هاي فروشنده، مي‌تواند به خريد بازي‌ها نظير جام جهاني 2002 ختم شود كه صداوسيما با ارتباطات خوبي كه در زمان صافي، مدير وقت شبكه سوم سيما با شبكه «art» داشت، توانست سرانجام با قيمت متعادلي آنها را خريداري كند.
اين در حالي است كه مديران كنوني شبكه سوم سيما به جاي رابطه ده ساله دوستانه با art (راديو تلويزيون عرب)‌ارتباطاتي را با «الجزيره ورزشي» برقرار كرده‌اند كه همانند «art»، فروشنده دست اول اين تصاوير به شمار نمي‌رود.
اما حالا با توجه به كاهش اين ارتباط دوستانه معلوم نيست، سرانجام ايراني‌ها بتوانند، بازي‌هاي جام جهاني را زنده تماشا كنند يا خير؟

هرچند آگهي‌هاي بازرگاني رقم بالاتري از اين مبلغ را نصيب صداوسيما خواهد كرد، تاكنون برخي مسئولان صداوسيما با پول زور خواندن اين رقم اعلام كرده‌اند كه حاضر به پرداخت آن نيستند و اين در حالي است كه گروه پخش زنده بازي‌ها تهديد كرده كه در صورت عدم پرداخت اين رقم، آن را افزايش خواهد داد. حال آن‌كه در صورت عدم پخش زنده بازي‌ها از صداوسيما، بازار شبكه‌هاي ماهواره‌اي ترك به شدت رونق خواهد گرفت.
در اين حال، خبرهاي رسيده از به‌كارگيري روش پخش متمركز و انحصاري بازي‌هاي جام جهاني در شبكه سه حكايت دارد. در اين صورت احتمالا تنها بازي‌هاي هم‌زمان از شبكه دوم سيما پخش مي‌شود و شبكه‌هاي ديگر بايد پخش با تأخير يا بررسي كارشناسي را انتخاب كنند.
هرچند پورمحمدي با استناد به داشتن سيستم كدينگ (عدم دريافت آزاد تصاوير از ماهواره) اين امتياز را براي شبكه سوم گرفته است، پخش انحصاري بازي‌ها از اين شبكه، شماري از مردم را در نقاط عدم پوشش شبكه سوم (حدود يك‌چهارم نقاط كشور) محروم خواهد كرد.

منبع:بازتاب


[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]



گيلان امروز
هر روز در هشت صفحه(HTML )

همکاران

- مجتبی پورمحسن
- پیمان برنجی
- آزیتا حقیقی جو
- آرش سیگارچی
- مینا قدیم
- فرشاد قربانپور
- سهند  قلیزاده
- سیامک قلیزاده
- بابک مهدیزاده


Sheevan Foomani Web Site



آموزش زبان گيلكي


وبلاگ گیلانیان

نحوه عضویت در وبلاگ گیلانیان

 

وحید اسماعیلی ،دبیر بخش ورزش روزنامه گیلان امروز هستم .
تا به حال برایتان از ورزش گیلان و شاید ایران نوشته ام اما تعجب نکنید اگر هر از چند گاهی در مورد سایر موضوعات اظهار نظر کردم.

خانه
آرشيو
پست الكترونيك
سایت ورزش ایران


گیلانیان

- آرزو
-
آرش
-
آرش عليزاده
-
آناهيتا
-
آنك
-
آي آدمها
-
آیدا
-
اشتباه در انتخاب

- الهام
-
امير حسين
-
بارون
-
براي هميشه
-
بنفشه
-
بهرنگ و نيما
- آرش بهمنی
-
بي مزه
-
پگاه
-
پسر شمالي
-
پويان
-
تقي
- تينا

- چلچله شمالي
-
چشم عسلي
-
خاطرات مدير
-
دختر ارديبهشت
-
دختر شمالي
-
  درياي خزر
-
دريچه
-
دهكردي
- رضا صالح
-
رند پست مدرن
-
ريحانه
-
زني تمام فصول
-
ستاره قطبي
-
  سورنا
-
سهند
-
سياوش
-
شاهرخ
- 
شهره
-
ليلكه دار
-
كيميا
- كومه
-
گيله مرد آلماني
-
فرزين
-
قهوه تلخ
-
غار تنهايي
-
مجيد
-
محمود
-
مرد نويسنده
-
مهتاب
-
ناتوردشت
-
هدي
-
يك گيله مرد
-
يلدا

-
يلدا
-
يلداي من

بندر انزلی

پرشين‌بلاگ


  RSS 2.0